کاوش تطبیقی گفتمان بوشی گرمس در حین ترکنَا الجِسر و پیکر فرهاد
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان وادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج ، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی ، کرمانشاه، ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی ، کرمانشاه، ایران
doi
10.22126/jccl.2020.3089.1831چکیده
در ادبیات داستانی، راوی خود را در برابر جهانی مشترک با دیگران و در عین حال متفاوت مییابد. گاهی در نقاط مختلف دنیا، این تفاوتها به شباهتهایی قابل درک تبدیل میشود. منطقۀ خاورمیانه با تاریخ پرآشوب خود میتواند ذهن مشابهی را برای روایتگران عصر حاضر ایجاد کند. این اشتراکات روحی در بیان روایت، گسترة مناسبی برای پرداختن به پژوهشهای تطبیقی است. این جستار با رویکردی توصیفی- تحلیلی مبتنی بر مکتب آمریکایی به کاوشی تطبیقی در روایتهای «حین ترکنا الجسر» از عبدالرحمن منیف و «پیکر فرهاد» از عباس معروفی میپردازد. این روایتها از ابتدای ارسال پیام فرستنده به مخاطب تا دریافت بافتهای متفاوت گفتمانی، خواننده را به سوی درک مناسبات و ترکیب درونی اثر ادبی به منظور دستیابی به ساختار نهایی روایتها هدایت میکنند. در این پژوهش با بررسی پیرفتها و قاعدههای مختص به زبان رمانها وتقطیع ساختارهای سطح روایی، نشانههای حسی- ادراکی استخراج شدهاست. این نشانهها در جریان سیّال ذهن روایتگران به کنشهای قهرمانها سمت و سو داده و منجر به کشف گفتمانهای بوشی در نظام معنایی میشوند. نشانههای عینی که در گذر زمان به روزمرگی رسیدهاند در فصل جدیدی از انفصال معنایی قرار میگیرند. ایجاد معناهای تازه و پیشتنیدگیها و پستنیدگیهای زمانی دریافتهای زیباییشناسی را از خلال چالههای معنایی نمایان میکند. شوشگرها با خروج از موقعیتهای سلبی در جهت رسیدن به استعلای معنای بودن، توالی گفتمان بوشی را خلق میکنند. گفتمانهای بوشیِ محصول جریان سیال ذهن روایگران در بُعدی حسی-ادراکی و نموداری پر جهش از سلب به ایجاب به خلق نشانههای جدید و متفاوت میپردازند.