روش فلسفی ابن سینا، الگویی برای تحول در علوم انسانی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی/ دانشگاه شاهد

doi
10.30497/ap.2014.49255
چکیده

  هدف ما در این مقاله این است که با ارائه یک الگوی تاریخی اولاًـ نشان دهیم تحول در علوم انسانی به گونه‌ای که با ارزش‌های اسلامی سازگار باشد، امکان‌پذیر است؛ ثانیاًـ نشان دهیم برای نیل به چنین هدفی چه روشی باید اتخاذ شود و چه مراحلی باید طی شود. یکی از الگوهایی که می‌توان در تحول علوم انسانی از آن استفاده کرد، روش ابن‌سینا در مواجهه با فلسفه یونان و به طور خاص فلسفه ارسطویی است. ابن‌سینا در مواجهه با فلسفه یونان ضمن پرهیز از هر گونه برخورد حذفی، طی چند مرحله و به صورت کاملاً روشمند، مباحث فلسفه یونان را چنان متحول ساخت که تا حدود زیادی به مبانی تفکر توحیدی اسلام نزدیک شد. روش او دارای سه گام عمده است: فهم دقیق؛ نقد مبنایی؛ تحول ساختاری. وی این گام‌ها را به صورتی کاملاً روشمند پیش برد. اضلاع روش وی در هر گام عبارت است از: تحلیل معنایی، توجه به وجوه مختلف موضوع و تحلیل و ترکیب. این روش ابن‌سینا را به اعتبار نتیجه آن می‌توان تحول ساختاری نامید.