بررسی سنجشی مضمون و ساختار در دو رمان کوتاه «شازده احتجاب» گلشیری و «الشحاذ» نجیب محفوظ

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

doi
10.22126/jccl.2020.367.1221
چکیده

درپی تحولات سیاسی و اجتماعی جهان و آشنایی با آثار ادبای غرب، ایران و مصر نیز همچون سایر کشورها به نشر مفاهیم و تفکرات ادبی خود دست زدند. در همین راستا شرایط مشابه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی  دو ملّت ایران و مصر باعث ایجاد تفاهم فکری میان این دو کشور بوده و حاصل آن نزدیکی ادبیات دو کشور است. ازجمله این تشابهات، وجود دو رمان الشحاذ از نجیب محفوظ و شازده احتجاب نوشتۀ هوشنگ گلشیری است که از ویژگی­های مضمونی مشابهی چون؛ سرگردانی شخصیّت، جستجوی هویت، افتادن در ورطۀ سقوط و ویژگی­های ساختاری همسانی چون؛ جریان سیّال ذهن، وجود شاخصه­ های سوررئالیسم، و توصیف ­های ظاهری و باطنی برخوردارند. هدف آن است که با سنجش این همانندی­ها، دریافت تازه­ای از ساختار و محتوای این دو اثر ارزشمند در حوزۀ ادبیات تطبیقی حاصل شود. روش کار به صورت توصیفی-تحلیلی و براساس مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی است. برخی نتایج به­دست آمده به این قرار است: الف) وجود ساختارهای مشابه در این دو رمان  نشان می دهد دو نویسنده تحت تأثیر فنون داستان ­پردازی ادبیات غربی هستند. ب) حضور پررنگ شاخصه­ های سوررئالیسم در دو رمان باعث پذیرش آن­ها در زمرۀ رمان­های این مکتب می شود. ج) برخورد با شرایط اجتماعی همچون خفقان سیاسی و اجتماعی و نبود آزادی بیان، دستاویزی برای دو نویسنده است تا به سبکی ویژه از نگارش سوررئالیسم و جریان سیّال ذهن برای بیان مقاصد خویش دست یابند.