نقدی بر ترجمة ابراهیم امین الشواربی از غزل دهم حافظ بر اساس نگره بازنویسانه لِفِوِر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، رشته زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران.

doi
10.22126/jccl.2021.5676.2173
چکیده

ابراهیم امین­الشواربی مصری، نخستین مترجم عربی است که به گستره ترجمه غزلیات حافظ گام نهاد و با «أغانی شیراز، غزلیات حافظ الشیرازی»  بلندآوازه گردید. این اثر منثور که در ترجمه برخی غزلیات همچون غزل دهم، سرایشی منظوم نیز به همراه دارد، متأثر از محدودیت­هایی است که  آندره لِفِوِر ترجمه پژوه در نگره بازنویسی خود مطرح می­کند. وی در این نگره، ترجمه را نوعی بازنویسی می­داند که محدودیت­های برون­سیستمی و درون­سیستمی؛ ایدئولوژی و سبک ادبی در آن مؤثر است. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی می­کوشد ترجمه عربی منظوم و منثور شواربی از غزل دهم حافظ را در سایة محدودیت­های مورد نظر لفور بررسی نماید. برآیند پایانی این پژوهش، از یک ­سو نمایش تأثیر محدودیت ایدئولوژی لفور در ترجمة شواربی است آن ­هم با نگرش عارفانه وی در بازنویسی این غزل و معادل­سازی نمادهای خانقاهی؛ «پیر»، «میخانه»، «خرابات» و «خانة خمّار» و از سویی دیگر، بیانگر محدودیت­ سبک ادبی است که شواربی را به بازنویسی مفهومی و دست­کاری شده در آوا، موسیقی و صنایع ادبی می­کشاند. نمودهای نگره لفور را می‌توان در بازنویسی شواربی به شکل ترجمه جداگانه منظوم و منثور، افزایش و کاهش برخی واژگان، وارونه­سازی در کاربرد ساختارها، شکل و جنس ضمایر و وارونه‌سازی در تخلص یا حذف آن دید. شواربی در بازنویسی خود هم متأثر از محدودیت‌های یادشده است و هم با گزینش استراتژی­هایی ویژه، عاملی کنترل­گر جلوه می­نماید.