بدلپوشی: آشوبسازی در ایدئولوژی جستاری در باب بدلپوشی با نگاهی به «افسانههای آذربایجان» بازنگاشت صمد بهرنگی
نویسندگان
1 استادیار گروه ادبیات نمایشی، دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
2 کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی، دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
3 کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش، دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
doi
چکیده
این مقاله سعی دارد نشان دهد بدلپوشی بهمثابه امری نمایشی، چگونه قادر است نشانه-های تثبیتشده بوسیلهی ایدئولوژی را به چالش بکشد و در جهت نیل به این مقصود نمونههای بدلپوشی در افسانههای آذربایجان بررسی شدهاند. ابتدا برای تبیین روش و نظریههای بنیانی مقاله، ایدئولوژی و روند طبیعیسازی مورد مطالعه قرار گرفتهاند و آرای آلتوسر راهگشای این مسیر بوده است. سپس، نظر وی مبنی بر وقوع واکنشهایی بر ضد ایدئولوژی، در ادبیات شفاهی پیگیری میشود و بدلپوشی در سه گونه مردپوشی، کچلپوشی و درویشپوشی، بهعنوان اشکالی از این واکنشهای ضد ایدئولوژیک، در افسانههای آذربایجان مورد تحلیل قرار میگیرد. در هریک از این سه گونه این مساله مدنظر بوده است که بدلپوشی چگونه میتواند بحران آسیبزای دستهبندی بیافریند و نشانههای طبیعیسازی شده و تثبیت شده در مورد جنس و جنسیت، طبقات اجتماعی و روشهای روایی کهن را به چالش کشیده و پیشنهادهایی برای برقراری ساختارهای جدید ارائه کند. از رهگذر پژوهش حاضر این یافته حاصل گردید که بدلپوشی توان بازشناخت ساختارهای ازلی- ابدی طبیعیشده، ساختارزدایی از آنها و پیشنهادهایی برای برقراری ساختارهای جدید را داراست.