فلسفه عبادت انسان از منظر ابن سینا
نویسندگان
1 استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه پیام نور
doi
10.30497/ap.2013.59343چکیده
میل و گرایش انسان به عبادت، ناشی از نیاز او به معشوق حقیقی و همراه با شوقی درونی است. از سوی دیگر در متون دینی بر تکلیف بودن اعمال عبادی تصریح شده است. مسئله این است که بر اساس اندیشه ابنسینا در مورد فلسفه و حقیقت عبادت، چه رابطهای میان شوق به عبادت و تکلیف بودن آن وجود دارد. بر اساس مبانی فلسفی ابنسینا حقیقت عبادت، ادراک و شناخت خداوند است؛ به گونهای که تأملات فلسفی فی نفسه گونهای عبادت به شمار میرود. ابنسینا در خصوص رابطه لذت و عبادت از نوعی مساوقت میان این دو سخن می͏گوید. او لذت را مانند ادراک، دارای مراتب چهارگانه حسی، تخیلی، وهمی و عقلی میداند که کاملترین آن ادراک عقلی است و لذت عقلی بر لذت حسی رجحان دارد؛ زیرا متلذذ عقلی بر متلذذ حسی رجحان دارد. اوج ادراک عقلی، مرتبه ادراک و معرفت حقتعالی است و التذاذ در این مرتبه با طاعت و عبودیت حقتعالی و تفکر در اوصاف الهی حاصل میشود. از نظر ابنسینا عبادت ذو مراتب است؛ بدین نحو که پوسته و صورت عبادت تکلیف است و مغز و لُب آن شوق و لذت عقلی است. برای کسانی که به لذات حسی و غیرعقلی اشتغال دارند و از لذات عقلی غافل هستند، تکلیف بودن عمل عبادی موجب مشقت است. در راهکاری که ابنسینا ارائه میدهد، تکلیف ساقط نیست و انسان با عمل به تکلیف عبادی از پوسته به مغز میرود و باید این لایهها را رفت و تکرار کرد تا از لایههای سطحی عبادت به مغز و لُبّ آن رسید.