درونمایههای مشترک تغزّلهای طللی معلّقات و کوچ سروده های بختیاری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه سلمان فارسی، کازرون، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه سلمان فارسی، کازرون، ایران
doi
10.22126/jccl.2020.3498.1889چکیده
تأثیراقلیم، جغرافیا و محیط زندگی در اخلاق، رفتار، پندار و اندیشة آدمی امری بدیهی است. جلوههای این اثرگذاری در شعر و ادب اقوام و ملّتها بسیار نمایان و برجسته است. سبک زندگی، سبک شعری و ادبی میآفریند و سبک شعر عربی و بختیاری در حوزة محتوا و زبان از محیط پیرامون متأثّر است. با اندکی غور در شعر و ادب عرب، بهویژه شعر عصر جاهلی، میتوان دریافت که شعر عرب، آیینة تمامنمای سبک زندگی بادیهنشینان آن سامان است. در شعر عرب عصر جاهلی، آنچه بیش از همه جلوهگری میکند؛ کیفیّت زندگی عشیرهای، کوچ و لوازم آن است. در ایران، بسیاری از اشعار گویش لری، بهویژه گویش بختیاری، ازلحاظ پرداختن به زندگی عشایری، شباهتهای فراوانی به شعر عرب عصر جاهلی دارد. کوچ و دلتنگیهای ناشی از آن، غم فراقِ یار سفرکرده، ایستادن بر منزلگاه معشوق و گریستن بر سرآن و یادکردِ خاطرات شیرینِ همراهی با یار، در شعر گویشیِ بختیاریها، بسیار شبیه آن چیزی است که در شعر عربی عصر جاهلی، بهویژه در مقدّمههای طللی معلّقات سبع، دیده میشود. نکتة مهم آن است که شعر بختیاری برخلاف شعر فارسی، باوجود شباهتهای مضمونی، از شعر عربی تقلید نکرده و این تشابه در درونمایهها، نتیجة سبک زندگی ایلی و عشیرهای است. پژوهش حاضر بر آن است تا با رویکرد تطبیقی، جلوههای این شباهت را در شعر بختیاری و معلّقات سبع بررسی کند.