مؤلّفه‌های جامعه‌شناختی در رمان أعراس آمنه (ابراهیم نصراللّه) و مهمان مهتاب (فرهاد حسن‌زاده)

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات عربی، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 دانشجوی کارشناسی‌ارشد زبان و ادبیّات عربی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22126/jccl.2020.3035.1824
چکیده

جامعه­شناسی ادبیّات، ازسویی با جامعه­شناسی و از دیگرسو با ادبیّات در ارتباط است. آثار هنری و ادبی به­دلیل اینکه در بستر رویدادهای اجتماعی خلق می­شوند، وسیله­ای برای بیان مسائل اجتماعی هستند. جنگ، یکی از اتّفاقاتی است که ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دو کشور ایران و فلسطین را تغییر داد. در همین راستا، نویسندگان توانسته­اند آثار شایان توجّهی درزمینۀ ادبیّات جنگ خلق بیافرینند. با توجّه به اینکه جامعه­شناسی در رمان­های جنگ، کمتر مورد توجّه پژوهشگران قرار گرفته است، در پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی - تحلیلی و براساس مکتب تطبیقی آمریکایی، اوضاع دو سرزمین ایران و فلسطین، در دو رمان مهمان مهتاب اثر فرهاد حسن­زاده و أعراس آمنه اثر ابراهیم نصراللّه، تحلیل جامعه­شناسانه شده است تا مقاومت و پایداری مردم و استقامت آن­ها در دفاع از آرمان­هایشان نشان داده شود. درپایان این نتیجه به­دست آمد که دو نویسنده، براساس جهان­بینی و خاستگاه اجتماعی خود توانسته­اند اوضاع اجتماعی دو جامعه را به­گونة مطلوبی بازتاب دهند. با این تفاوت که دو نویسنده، دیدگاه متفاوتی نسبت به جنگ دارند. فرهاد حسن­زاده، بیشتر بر کارکردهای منفی جنگ و بیان دلخراش­ترین صحنه­های آن مبادرت دارد؛ درحالی که ابراهیم نصراللّه، اتّفاقات تلخ و شیرین را درکنار هم قرار می­دهد؛ بنابراین به این وسیله مشخّص می­شود که دیدگاه بینابینی نسبت به جنگ دارد.