هویّت و مهاجرت در رمان دال (محمود گلاب‌درّه‌ای) و عصفور من الشّرق (توفیق الحکیم)

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد نجف‌آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف‌آباد، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات عربی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، واحد نجف‌آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف‌آباد، ایران

doi
10.22126/jccl.2020.3958.1948
چکیده

«ادبیّات مهاجرت»، محصول سال­های پس از جنگ­های جهانی اوّل و دوم است و به آثاری اطلاق می­شود که به تجربۀ زندگی در فضاهایی متفاوت از فرهنگ خود و مشکلات هویّتی اجتماعی ناشی از این زندگی پرداخته است. مهاجر، با سردرگمی در فرهنگ جدید دچار اختلال هویّت می­شود و گویی از فرهنگ خویش گسیخته و به فرهنگ کشور میزبان تعلّق ندارد؛ بنابراین، برای یافتن هویّت حقیقی خود، همواره در تکاپو و سرگردانی است. پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی رمان دال محمود گلاب­درّه­ای و عصفور من الشّرق توفیق الحکیم؛ از آثار ادبیّات مهاجرت است که در آن شخصیّت­های شرقی رمان­ها در تعارض و تقابل با فرهنگ غرب قرار می­گیرند. نویسندگان با بیان مفاهیم بنیادین ادبیّات مهاجرت، درپی نشان­دادن هویّت مبتنی بر آستانۀ بودن و پیوندبودگی از نظریّات هومی بهابها هستند. نوشتار پیش رو، به شیوة تحلیل - محتوایی و با رویکرد تطبیقی به مقایسة این دو اثر پرداخته و به این نتیجه رسیده است که پیوندخوردگی هویّت در مواردی ازجمله هویّت دینی، پوشش، زبان، نژاد، ارتباط خانوادگی، قریحه و سرگرمی در این آثار اتّفاق افتاده است.