بررسی تطبیقی کهن الگوی مرگ و تولد دوباره در شعر خیام و عبدالوهاب البیاتی

نویسندگان

1 استادیارگروه ادبیّات تطبیقی و زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خدابنده، خدابنده، ایران

doi
10.22126/jccl.2020.2955.1806
چکیده

پژوهش حاضر با تأکید بر اهمّیّت مطالعات بینارشته­ای در تحقّق اهداف ادبیّات تطبیقی براساس مکتب امریکایی و با تکیه بر کهن­الگوی مرگ و تولّد دوباره، به­روش توصیفی - تحلیلی و شیوة استقرائی، ظرفیت­های نظریّة ناخودآگاهی جمعی و کهن­الگوهای یونگ را در تحلیل چرایی و چگونگی تشابهات ادبی میان ادبیّات ایران و عرب و به­طور خاص در شعر خیّام و بیاتی واکاوی و از لایه­های ژرف و مشترک کهن­الگویی این دو متن، پرده برداشته است تا ضمن تأکید بر رابطة میان ادبیّات و روان­شناسی، برکارکرد کهن­الگوها در آفرینش آثار ادبی برتر ملل مختلف جهان صحه بگذارد و از همه مهم­تر، نقش کهن­الگو­ها در تبیین تشابهات ادبی میان ادبیّات ایران و عرب را نشان دهد. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که هردو متن، از شالوده­­های ژرف و مشترک کهن­الگوی مرگ و تولّد دوباره برخوردارند که همین عامل، باعث تشابهات ادبی گسترده و نزدیکی متون پیش­گفته شده؛ امّا تفاوت­های جزئی نیز در نحوة تجلّی این کهن­الگو در این­میان دیده می­شود؛ بدین صورت که در شعر بیاتی، کهن­الگوی مرگ و تولّد دوباره، بیشتر در قالب اسطورة­­ سومری ایشتار و تموز، اسطورة مصری ایزیس و اوزیریس و در نماد برساختة عایشه تجلّی می­یابد؛ ولی در شعر خیّام، به­طور عمده در تبدیل­شدن آدمی به خاک و دگردیسی آن به سبزه و گیاه و سبو، نمود یافته است.