تأثیر‏پذیری غزالی از ابن‏ سینا در دو موضوع نفس و معاد

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد دانشگاه امام صادق (ع)

2 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه تهران

3 دانشجوی دکتری فلسفه تطبیقی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران

doi
10.30497/ap.2013.39444
چکیده

هر چند غزالی در کتاب تهافت‌الفلاسفه به نقد فلاسفه مشاء پرداخته، اما در هر دو نظریه ‏ای که درباره معاد ارائه‏ می‏ دهد، تحت تأثیر نفس‏شناسی ابن ‏سیناست. او در کتاب تهافت‌الفلاسفه نظریه بدن جدید را به عنوان یک امکان برای معاد جسمانی معرفی‏ می‏ کند که مبتنی بر وجود و تجرد و بقای نفس و نیز پذیرش نفس به عنوان ملاک این همانی شخصیت است که همگی نظریاتی مشایی هستند. نظریه دیگر او نظریه برانگیختگی است که نزد متکلمان، نظریه ‏ای مرسوم بوده است و غزالی آن را در کتاب الاقتصاد فی الاعتقاد آورده است. در این نظریه نیز شاهد نقاط افتراق غزالی با متکلمان و تأثیر‏پذیری او از حکمت مشایی هستیم. در حالی که نزد اشعریان متقدم و معتقد به برانگیختگی، نفس مجرد جایگاهی ندارد، غزالی نظریه برانگیختگی را به گونه ‏ای مطرح کرده که با تجرد نفس تنافی ندارد. از سوی دیگر، هر چند که او مانند غالب متکلمان متقدم حیات و مرگ را عرض‏ می‏ داند، اما در تحلیل این عرض با آن ‏ها هم ‏داستان نیست و مانند مشائیان این دو را به ارتباط و انقطاع نفس و بدن تفسیر‏ می‏ کند. تأثیر‏پذیری او از حکمت مشایی در مبحث عذاب قبر نیز مشهود است. مرور کتاب‏ ها و رساله‏ هایی هم‏چون معارج القدس، المضنون به علی غیراهله، کیمیای سعادت و احیاء علوم الدین نیز نشانگر تأثیر‏پذیری او در مسئله معاد ازمباحث نفس ‏شناسی در حکمت مشایی است.