نقدهای شیخ اشراق بر نظریه مشائیان درباره ادراک ذات
نویسندگان
1 کارشناس ارشد رشته معارف اسلامی، الهیات و ارشاد دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، گرایش فلسفه و کلام اسلامی
2 استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق ع
doi
10.30497/ap.2012.39447چکیده
ادراک و بررسی زوایای مختلف آن در طول تاریخ، از جمله مباحث پرتقابل در فلسفه بوده است. یکی از جلوههای این موضوع، مسئله ادراک ذات است؛ تقریر مسئله بدین گونه است که در چه صورت یک موجود میتواند خود را ادراک کند؟ مشائیان قائلاند که هر موجودی که مجرد از ماده شود، عالم به ذات خویش است؛ در مقابل، از منظر شیخاشراق فقط امری میتواند عالم به ذات خود باشد که نور لنفسه است. شیخاشراق اظهار میکند با فرض قبول نظریه مشائیان، لازم است که هیولی عالم به ذات خود و عالم به تمام صور قائم به خود و با توجّه به ماهیت نداشتن هیولی همچون واجبالوجود عالم به تمام اشیا باشد و از سوی دیگر واجبالوجود نیز همچون هیولی، افتقار به صور داشته باشد. البته سهروردی تمام این نتایج و لوازم را باطل میداند. در مقام دفاع از نظریه مشائیان، به عنوان نظریه مطبوع، اشکالات شیخاشراق مردود شمرده میشود و منشأ آن به ضعف شیخ در فهم سخنان مشائیان برمیگردد؛ زیرا مشائیان هیولای مجرد را در خارج محقق نمیدانند (بلکه هیولی را قوه صرف میدانند که در خارج فعلیتی مستقل و ماسوای از صورت ندارد) و همینطور قائل نیستند که هیولی وجودی محض و بیماهیت (همچون خدا) است؛ در نتیجه، اشکالات شیخاشراق وارد نیست.