بررسی تطبیقی طرحوارهای استعارههای عناصر اربعه در شعر متنبّی و انوری
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیّات عرب، دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22126/jccl.2020.4070.1961چکیده
زبانشناسانی مانند جورج لیکاف و مارک جانسون، استعاره را پدیدهای فقط زبانی نمیدانند، بلکه برای آن ماهیتی ادراکی و مفهومی قائلاند. در دیوان انوری، برخی مضمونهای مشابه با شعر متنبّی یافت میشود؛ یکی از این مضمونها حضور و تأثیرپذیری از عناصر طبیعت، بهویژه عناصر اربعه است. جستار حاضر با رویکردی توصیفی - تحلیلی مبنای طرحوارهای استعارههای عناصر اربعه در شعر انوری و متنبّی را بهطور تطبیقی بررسی کرده است. استعارة مفهومی، به واکاوی علّت ادّعای همانندی میپردازد. این امر کمک میکند تا خواننده با دیدی واضحتر و ادبیتر به مفهوم شعر بنگرد و آن را لمس کند. نتیجۀ حاصل از این پژوهش، دستیابی به بازتاب عناصر اربعه بهویژه در شعر انوری با بسامد 60 بار و در شعر متنبّی با بسامد 33 بار تکرار شده است. نگاشتهای مرکزی مشترکی همانند «بخشایش، تحرّک و جابهجایی (طرحوارۀ جابهجایی)، تکاپو، تحرّک و نابودگری» در شعر این دو شاعر در مفهوم عناصر اربعه بهکار رفته است و تناقضاتی در نگاشتهای همانند «قناعت، گمراهی، عشق، حرص، صبر، خشم، حیات و هجران» بهکار رفته است که بازتاب و بسامد آن در شعر انوری بیشتر است و نشاندهندۀ برونگرایی این شاعر و نگاه مثبت وی به طبیعت و عناصر چهارگانه است.