زیباشناسی سیمای حضرت فاطمه و حضرت زینب (علیهما السّلام) در شعر احمد وائلی و احمد عزیزی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

2 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

3 دانشیار گروه زبان و ادبیّات عربی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

4 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

doi
10.22126/jccl.2020.1073.1405
چکیده

معرّفی و تبیین سیمای حضرت فاطمه و حضرت زینب (علیهما السّلام) به­مثابة برجسته­ترین زنان تاریخ اسلام، در شعر احمد وائلی و احمد عزیزی، مورد توجّه قرار گرفته است. هردو سراینده بر شخصیّت الگویی این دو بانوی بزرگوار و به­تبع آن دربارة اصالت نسب خاندان و نیز سجایای ایشان سخن گفته و آنان را به­منزلة الگوی شایسته معرّفی کرده­اند. درکنار این مهم، سخنی استوار دربارة منطق گویا و بلاغت بیان همراه با صبر و استقامت حضرت زینب (س) را دست­مایة پردازش­های شعری خویش کرده­اند. این دو شاعر ﺑﺎ ﺑﺎزآﻓﺮﯾﻨﯽ ﺳﯿﻤﺎ و ﻣﻨﺰﻟﺖ حضرت فاطمه و زینب (علیهما السّلام) در ﺟﻬﺎن­ﻧﮕﺮی و اﻧﺴﺎنﺷﻨﺎﺳﯽ اﺳﻼم و ﻣﮑﺘﺐ ﺗﺸﯿّﻊ ﮐﻮشیده­اند و در عین بهره­گیری از تمام توان هنری و شعری خود، زنان معاصر جهان اسلام را نیز به پیروی و الگوپذیری از آن­دو حضرت فراخونده­اند. پژوهش حاضر بیانگر این است که دو شاعر ضمن برشمردن اوصاف حضرت فاطمه و زینب (علیهما السّلام) ازنظر مضمونی دو تفاوت عمده دارند: شعر وائلی، بیشتر روایتی تاریخی از زندگی اهل بیت (ع) است که عاطفه در آن چندان پررنگ نیست؛ درحالی که شعر احمد عزیزی سرشار از احساس و عاطفه است. هردو شاعر ازنظر کاربست ساختاری و جنبه‌های هنری، از عناصر علم بیان، معانی و بدیع، همچون تشبیه، استعاره، مجاز، مراعات­نظیر، تضاد و اقتباس از آیات قرآن و احادیث، استفهام و موارد فصل و... بهره گرفته­اند؛ امّا رویکرد عزیزی در بهره­گیری از این عناصر، به­نوعی ذهنی­گرایی تمایل دارد که به­باور نگارندگان در شعر سپهری و پیش­تر از او در شعر سبک هندی یا اصفهانی ریشه دارد؛ درحالی که شعر وائلی، بیشتر به سبک شاعران کلاسیک عرب نزدیک است.