بررسی تطبیقی سوررئالیسم در دو داستان‌کوتاه «فی یوم مرح» زکریّا تامر و «سه قطره خون» صادق هدایت

نویسندگان

1 کارشناس‌ارشد زبان و ادبیّات عرب، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات عرب، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیّات عرب، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

doi
10.22126/jccl.2020.1584.1533
چکیده

سرخوردگی و انزواطلبی برخی از روشنفکران غربی درنتیجة عواقب دردناک جنگ جهانی اوّل سبب شد که آنان درمقابل عقل­گرایی و مادّه­گرایی مدرنیست­ها به تخیّل و ذهنیت­گرایی تمایل یابند و با کاویدن ضمیر ناخودآگاه انسان، مکتبی به­نام سوررئالیسم را بنیان­گذاری کنند که بر ادیبان و نویسندگان شرق و غرب تأثیر بسیاری نهاد. نوشتار پیش رو که با رویکردی توصیفی - تحلیلی به واکاوی مؤلّفه­های سوررئالیسم در دو داستان کوتاه «فی یومٍ مَرِح» (در روزی شاد) از زکریا تامر (نویسندة سوری) و «سه قطره خون» اثر صادق هدایت پرداخته، نشان داده است که این نویسندگان، فضایی کاملاً سوررئال را برای بیان ذهن خویش در داستان‌های یادشده خلق کرده­اند و اصول این مکتب ادبی؛ یعنی نگارش خودکار، توجّه به عالم خیال و رؤیا، عشق، جذبه و جنون، طنز و هزل، تصادف عینی و امور شگرف و فراواقعی را در آثار خویش بازنمایی کرده­اند. هدف اصلی تامر، اعتراض به بی­مسئولیّتی نهادهای مرتبط با امنیّت جامعه و صدور حکم ازجانب افرادی است که صلاحیت قضاوت ندارند. هدایت با این داستان، درپی بیان وضعیّت بحرانی و آشفتة ایران دورة پهلوی بوده است که هر وقت روشنفکران، نویسندگان و شاعران به آن اعتراض می­کردند، عوامل قدرت، به روش­های مختلف آن­ها را سرکوب می­کردند.