زن در شعر البیاتی و شاملو با تکیه بر نظریّه ساخت‌یابی گیدنز

نویسندگان

1 کارشناس‌ارشد زبان و ادبیّات عرب، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات عرب، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه گیلان، گیلان، ایران

doi
10.22126/jccl.2019.2180.1662
چکیده

اصل تحوّل جایگاه به­مثابة واقعیّتی اجتماعی، برمبنای مطالعات جامعه­شناختی، با نظریّۀ ساخت­یابی «آنتونی گیدنز» قابل بررسی و انطباق است. نظریّۀ حاضر برمبنای تفکیک­ناپذیری دو بُعد عاملیّت و ساختار، در تحقّق وقایع اجتماعی پی­ریزی شده است. دیگر رهیافت­های جهان­بینی وی هم به­ترتیب، برقراری نوع خاصّی از ارتباط انسانی و تحقّق جامعۀ آرمانی را تداعی می­کند. با توجّه به نظریّۀ ساخت­یابی (ساختاربندی)، نقش زن در حوزۀ ادبیّات نیز متناسب با انگیزش­های کنش­گر/ خالق اثر و مقتضیات زمانی - مکانی، فراز و نشیب­ هایی را از سر می­گذراند. حضور این عنصر در شعر «عبدالوهّاب البیاتی» عراقی و «احمد شاملو» ایرانی، از بسامد قابل ملاحظه­ای برخوردار است. در نوشتار پیش رو، ضمن بررسی راهکارهای پیشنهادی گیدنز، برای تصویر فرایند تحوّل پایگاه اجتماعی زن در شعر دو شاعر، زن به­ مثابة تجلّی عشق شخصی، در کنار نمود تعهّد اجتماعی و متعارض با واقع­گرایی تخیّلی بررسی شده است. نتایج نشان داده است که در دو سطح نخست، همگرایی و در مرحلۀ سوم، واگرایی دو شاعر مشهود است.