محکی موجود بما هو موجود از دیدگاه ابنسینا
نویسندگان
1 استادیار مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران، ایران.
2 استاد گروه فلسفه و حکمت و منطق، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 استاد دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.30497/ap.2011.39469چکیده
هر چند که نظام فلسفی ابنسینا نظام عقلانی محضی است که بسیاری از اصول زیربنایی آن را اصول فلسفه ارسطویی تشکیل میدهد و فلسفه او فلسفه مشائی خوانده میشود، ولی با این وجود، ابنسینا هرگز خود را ملزم به حفظ تمامی مبانی فلسفه ارسطویی نمیداند و در بسیاری از موارد به نقد آنها نیز میپردازد. ابنسینا با پذیرش برخی مبانی ارسطویی و ارائه اصول خاص فلسفی خود، مؤسس نظام فلسفه مشاء اسلامی به شمار میرود که فلسفهای بر محور موجود است. او موضوع مابعدالطبیعه خود را موجود بما هو موجود میداند و اصول مابعدالطبیعی خود را بر مبنای آن بنا میکند.در طول تاریخ فلسفه، علاوه بر ابنسینا بسیاری از فیلسوفان پس از او نیز در عالم اسلام و در مغرب زمین، موضوع مابعدالطبیعه را موجود بما هو موجود میدانند، اما این هرگز بدین معنا نیست که همه این فلاسفه دارای ساختار مابعدالطبیعی واحدی هستند؛ در فلسفه ابنسینا موجود، مفهومی مشترک معنوی است که به تشکیک بر مصادیقش صدق میکند. معنای موجود بما هو موجود به قدری عام و فراگیر است که تمام موجودات عالم، محکی و مصداق آن قرار میگیرند. دامنه وسیع موجود بما هو موجود، همه موجودات را شامل میشود؛ از خداوند تبارک وتعالی گرفته تا ممکنات مجرد و سپس ممکنات مادی و در نهایت در پایینترین مرتبه وجود، هیولای اولی. در میان این موجودات خداوند وجود محض مستغنی داشته، به هیچ موجود دیگری وابسته نیست و در مقابل، ممکنات وجود ربطی و تعلقی به واجبالوجود داشته و در حدوث و بقاء نیازمند وجود واجباند.