جلوههای رمانتیک در «سه تابلو مریم» میرزادۀ عشقی و «مرتا البانیة» جبران خلیل جبران
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیّات عرب، دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 دکترای زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22126/jccl.2019.833.2055چکیده
میرزادۀ عشقی و جبران خلیل جبران، برخی از اصول مکتب رمانتیسم را در آثار خود بازتاب دادهاند و همین امر باعث وجوه مشترکی در آثار این دو شاعر ایرانی و لبنانی شده است. نوشتار پیش رو درصدد است تا با بررسی شعر «سه تابلو مریم» (ایدهآل) میرزادۀ عشقی و «مرتا البانیة» جبران خلیل جبران، به تفاوتها و شباهتهای آنها براساس معیارهای مکتب رمانتیسم بپردازد و میزان توفیق هرکدام از این شاعر و نویسنده را در این بررسی و تطبیق معلوم سازد. طبیعتگرایی، جانبداری از روستا در برابر شهر، آزادی، مرگاندیشی، تخیّلگرایی، همدلی با محرومان، یأس و ناامیدی، آرمان گرایی و رؤیاپروری از ویژگی ها و اصول مکتب رمانتیسم است که در آثار این دو شاعر نمود مییابند. یافتههای پژوهش حاضر، بیانگر این است که هم در اثر مورد بررسی میرزادۀ عشقی و هم در اثر جبران خلیل جبران، طبیعتگرایی و مظاهر آن، بیان توصیفی و روایتی داستانی - نمایشی دارند و این بیان، فضای غنایی و رمانتیکی را ایجاد کرده است که از نوع رمانتیسم احساساتی و عاشقانه نیست؛ بلکه صیغهای اجتماعی و انقلابی دارد.