تأثیر ابنسینا بر وجودشناسی دنس اسکوتوس
نویسندگان
1 استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
doi
10.30497/ap.2011.39472چکیده
تبیین تأثیر آراء ابنسینا بر افکار اسکوتوس و مقایسه دیدگاههای این دو متفکر در زمینه مباحث وجودشناسی از بایستههای بازخوانی فلسفه مَدرسی اسکوتوس و از لوازم شناخت جایگاه تفکر فلسفی ابنسیناست. بهرغم اینکه هر دو متفکر در گستره افکار فلسفی خود به نحوی تحت تأثیر ارسطو و سنت مشاء بودهاند و بالطبع شباهتهای فراوانی در آراء این دو متفکر وجود دارد، ولی تفاوتهایی نیز میان آن دو قابل طرح و بررسی است. از این جهت زمینه منطقی برای مقایسه آراء این دو اندیشمند وجود دارد، البته باید توجه داشت که به هر حال اسکوتوس در فضای فکری مسیحیت میاندیشیده، در حالیکه شالوده فکری ابنسینا مبانی اسلامی است و این تفاوت فضا و فرهنگ را ضمن هر مقایسهای همواره باید مدّنظر داشت، چنانچه گاهی برخی دواعی و انگیزههای دینی و کلامی در مباحث وجودشناختی اسکوتوس تأثیر خود را نشان میدهد. اسکوتوس در مباحث وجودشناختی، مانند لحاظ «موجود» به مثابه موضوع اصلی مابعدالطبیعه و بهرهگیری از دلایلی همانند، در اثبات این مدعا، توجه به مفاهیم اولیه و ثانویه، صفات موجود، عدم لحاظ موجود به مثابه «جنس» موجودات، اشتراک معنوی مفهوم موجود و لحاظ تشکیک یا درجات شدت و ضعف در حقیقت موجود، و سرانجام تمایز وجود و ماهیت، کاملاً تحت تأثیر ابنسینا قرار دارد.