ادراک حسی: مقایسه دیدگاه ابن‌سینا و تئوری های جدید علوم اعصاب

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه زنجان

doi
10.30497/ap.2011.39475
چکیده

امروزه یکی از مباحث مطرح در حوزه‌ های مختلف فلسفی، روان‌شناسی و علوم اعصاب مانند فیزیولوژی و نوروسای کلوژی، مسئله ادراک حسی است. از میان فلاسفه، ابن‌ سینا فیلسوفی است که با دقت نظر و ژرف‌نگری خاصی مسایل مربوط به ادراک حسی را تبیین نموده است، به گونه ‌ای که با گشودن افق ‌های جدید در این خصوص راه‌گشای بسیاری از فیلسوفان و حتی پزشکان در مباحث مربوطه بوده است. با توجه به آن‌که مطالعات مربوط به ادراک، مطالعاتی چند بُعدی و میان رشته ‌ای است، طرح و تبیین آن در حوزه ‌های مختلف علمی و فلسفی با مبانی متفاوت صورت پذیرفته است. با مقایسه نظر ابن ‌سینا ـ به عنوان حکیم و فیلسوفی جامع علوم ـ و اندیشمندان علوم اعصاب در زمینه « ادراک حسی» رگه‌ ها و تأثیراتی از نظریات و ابن‌ سینا در آرا فلاسفه و پزشکان پس از او مشاهده می شود. این تأثیر در مباحثی چون توجیه مسئله حس و فرآیند ادراک حسی، شناسایی زوج ‌های عصبی مغزی، عملکرد اختصاصی مناطق قشر مغز، تقسیم‌بندی حس‌ها، ادراکات حسی کاذب قابل پی‌گیری است. در مقایسه‌ این دو دیدگاه علاوه بر تبیین نقاط اختلاف آن‌ ها، هم در مبانی نظری و هم در مسایل خاص، به تحلیل و بررسی موارد اشتراک متعدد نیز پرداخته شده است.