مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم شناختی هیجانی و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه‌ای در تاب‌آوری، انعطاف‌پذیری شناختی و نشخوار فکری زنان سالمند با اختلال افسردگی اساسی

نویسندگان

1 گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

2 گروه روان‌شناسی، دانشکده علوم‌تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

3 گروه روان‌شناسی، دانشکده علوم‌تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

4 گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

doi
10.22126/jap.2025.11478.1821
چکیده

پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه‌ای در ارتقای تاب‌آوری و انعطاف‌پذیری شناختی و همچنین کاهش نشخوار فکری در زنان سالمند مبتلا به اختلال افسردگی اساسی انجام شد. این مطالعه نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه کنترل انجام گرفت. جامعه آماری شامل زنانی بود که تشخیص رسمی اختلال افسردگی اساسی دریافت کرده و در مراکز نگهداری سالمندانی سکونت داشتند که در این پژوهش همکاری داشتند. ۴۵ شرکت‌کننده‌ واجد شرایط از طریق روش نمونه‌گیری در دسترس و بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند. سپس آن‌ها با استفاده از گمارش تصادفی ساده به‌طور تصادفی در یکی از سه گروه آموزش تنظیم هیجان، تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه‌ای، و گروه کنترل قرار گرفتند. هر گروه مداخله‌ای، هشت جلسه انفرادی هفتگی ۵۰ دقیقه‌ای دریافت کرد. برای جمع‌آوری داده‌ها از مقیاس تاب‌آوری کانر و دیویدسون، پرسش‌نامه انعطاف‌پذیری شناختی و مقیاس پاسخ‌های نشخواری استفاده شد. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک‌متغیره و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری ۰۵/۰ و با بهره‌گیری از نرم‌افزار آماری نسخه ۲۷ تحلیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بین سه گروه در متغیرهای وابسته تفاوت معناداری وجود دارد. تحلیل تعقیبی توکی نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل، تنها گروه آموزش تنظیم هیجان بهبود معناداری در تاب‌آوری، انعطاف‌پذیری شناختی و کاهش نشخوار فکری نشان داد. این یافته‌ها اثربخشی مداخله‌ی آموزش تنظیم هیجان را در ارتقای سلامت روان زنان سالمند مبتلا به افسردگی اساسی تأیید می‌کنند و بر نقش کلیدی مداخلات شناختی در این حوزه تأکید دارند.