رابطه انعطافپذیری شناختی، کیفیت زندگی و معنا در زندگی با رضایت از زندگی در سالمندان: نقش میانجی نیازهای بنیادین روانشناختی
نویسندگان
1 گروه روانشناسی، واحد بهبهان، دانشگاه آزاد اسلامی، بهبهان، ایران
2 گروه روانشناسی، واحد بهبهان، دانشگاه آزاد اسلامی، بهبهان، ایران
doi
10.22126/jap.2025.10912.1793چکیده
با توجه جمعیت رو به افزایش سالمندان در سالهای اخیر، پرداختن به وضعیت روانشناختی این بخش از جامعه از اهمیت ویژهای برخوردار است. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی رابطه انعطافپذیری شناختی، کیفیت زندگی و معنا در زندگی با رضایت از زندگی در سالمندان با میانجیگری نیازهای بنیادین روانشناختی انجام شد. روش پژوهش حاضر بر حسب هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری دادهها توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش همه سالمندان بالای 60 سال شهر بوشهر در سال 1403-1402 میباشند. نمونه پژوهش 200 نفر از سالمندان شهر بوشهر بودند که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش مقیاس انعطافپذیری شناختی دنیس و واندروال، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، معنا در زندگی استگر، رضایت از زندگی سالمندان نیوگارتن و همکاران و نیازهای بنیادین روانشناختی دسی و ریان بودند. دادههای گردآوری شده با استفاده مدلیابی معادلات ساختاری و با نرم افزار AMOS24 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد انعطافپذیری شناختی، کیفیت زندگی و معنا در زندگی رابطه مستقیم و غیر مستقیمی (از طریق نیازهای بنیادین روانشناختی) معناداری با رضایت از زندگی داشتند. بدین ترتیب که انعطافپذیری شناختی، کیفیت زندگی و وجود معنا در زندگی رابطه مثبت معنادار، و جستجوی معنا رابطه منفی معناداری با نیازهای بنیادین روانشناختی داشتند، که خود با رضایت از زندگی رابطه مثبت معناداری داشت. بنابراین نتیجهگیری میشود که با آموزش و بهبود انعطافپذیری شناختی، کیفیت زندگی و معنا در زندگی و همچنین برآورده نمودن نیازهای بنیادین روانشناختی میتوان رضایت از زندگی در بین سالمندان افزایش داد.