بحث ماهیت و وجود در ابن سینا و ابن رشد و نقد آن
نویسندگان
1 استاد دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.30497/ap.2010.39488چکیده
یکی از مهمترین مسائل فلسفی ـ و شاید مهمترین آنها ـ بحث ماهیت و وجود و رابطه آنها با یکدیگر است. ابنسینا پس از فارابی، ماهیت و چگونگی تعلق وجود به آن را در آثار خویش به تفصیل آورده است. بعدها نصیرالدین طوسی در تأیید دیدگاه شیخ، اعتراضات فخر رازی نسبت به نظرات بوعلی را پاسخ میدهد. در این میان ابن رشد انتقاداتی بر دیدگاههای ابن سینا و غزالی داشته است. به نظر میرسد طرح بحث ماهیت و وجود، مولود خلط معرفت شناسی و هستیشناسی است. تبیین چگونگی پیدایش صور ذهنی از راه علیت و تأثیر میان اشیاء خارجی ـ خواه حسی و خواه فراحسی ـ و اندام های حسی و قوای ادراکی نفس، به خوبی نشان میدهد که فقط «خارج» هست و صورت های ذهنی پدید آمده از آن، در ذهن. به این ترتیب برای طرح بحث ماهیت مصطلح و رابطه آن با وجود و اتصاف آن به وجود و مسائل فراوان برخاسته از این بحث، دیگر جایی باقی نمیماند.