تحول ساختاری در منطق‌نگاری ابن‌سینا و تأثیر تاریخی آن در دوره اسلامی

نویسندگان

1 استاد دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.30497/ap.2010.39497
چکیده

ابن‌سینا آثار فراوانی در منطق دارد. بررسی مقایسه‌ای این آثار‌، دو گونه تحول در اندیشه منطقی او را نشان می‌دهد: تحول در مسئله آفرینی، مفهوم سازی، نظریه‌پردازی و تحول در ساختار منطق‌نگاری. بررسی گونه اخیر، مسئله تحقیق حاضر است. ابن‌سینا توانست مجموعه منطقیات به میراث رسیده از یونانیان را از رساله‌های کنار‌ هم نهاده شده به صورت نظام معرفتی منسجم و با ترتیب منطقی، سامان دهد. این تحول ساختاری به تدریج و با جهت‌گیری اصلاحی و تکمیلی از شفا تا اشارات و درطول نگارش بالغ بر پانزده رساله صورت گرفته است. منطق‌نگاران دوره اسلامی پس از ابن‌سینا، یکی از آثار وی به ویژه شفا و اشارات را الگوی تدوین آثار منطقی خود کرده‌اند. در این میان اشارات سر آغاز مکتب جدید منطقی شده است. در بررسی تحول ساختاری در آثار منطقی ابن‌سینا، مباحثی چون الفاظ، مقولات، تعریف، مواد اقیسه و عکس بررسی می‌شود. این تحقیق  زمینه‌ای برای فرضیه‌سازی در ترتیب تاریخی آثار ابن‌سینا فراهم می‌آورد.