بررسی تطبیقی ادبیّات ماشین نوشتههای عربی و فارسی براساس الگوی هلیدی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیّات عربی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
doi
10.22126/jccl.2019.1143چکیده
میان زبان و پدیدههای اجتماعی رابطهای دوسویه برقرار است. این ارتباط بر ضرورت درک کارکردهای گوناگون زبان که بر عهدة جامعهشناسی زبان است تأکید میکند. مایکل هلیدی (1973) - از نظریهپردازان این عرصه -، نقشهای ارتباطی زبان را به هفت دستة ابزاری، تنظیمکننده، تعاملی، فردی، تخیّلی، اکتشافی و اطّلاعرسانی تقسیم میکند و بر این باور است که این الگو را میتوان در تمامی گونههای کاربردی زبان ردیابی کرد. از آنجا که ماشیننوشتهها بهمثابة گونة کاربردی زبان، نقش مهمّی در بازگوکردن جزئیات فرهنگی دارد که رانندگان در آن نقش ایفا میکنند؛ لذا پژوهش حاضر بر آن است تا نظام زبانی ماشیننوشتههای عربی و فارسی را براساس نقشهای هفتگانة هلیدی و با هدف کشف میزان شباهتها و تفاوتهای ساختار زبانی آنها بررسی کند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که ماشیننوشتههای این دو زبان، بخش قابل توجّهی از ارزشهای مشترک جوامع عربزبان و فارسیزبان را منعکس میکند و ادبیّات موجود در آنها نیز ازنظر زبانی، الگوی مشخّصی را دنبال میکند؛ بنابراین، جامعة آماری تحلیل محتوای ادبیّات رانندگان، به انسانشناسی و فرهنگشناسی هر ملّت کمک شایانی خواهد کرد. بررسیهای آماری نشان میدهد که بیشترین بسامد در ماشیننوشتههای عربی و فارسی مربوط به نقش فردی و کمترین بسامد مربوط به نقش اکتشافی است؛ براساس این، بسامد قابل توجّه کاربرد نقش فردی، نشاندهندة تأثیرپذیری جوامع عربزبان و فارسیزبان از شرایط اجتماعی روزگار معاصر است.