گونه های حس آمیزی در سروده‌های سعید عقل و نیما یوشیج

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات عربی، دانشکدة ادبیّات و زبان‌های خارجی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات عربی، دانشکدة ادبیّات و زبان‌های خارجی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

doi
10.22126/jccl.2019.1145
چکیده

حس­ آمیزی ازمنظر علم زبان­شناسی یکی از وجوه «رستاخیز واژگان» است که با شکستن ساختار سطحی واژه­ها و نه ساختار عمیق، باعث لذّت ادبی مخاطب می­شود. در این شیوه­ از نگارش، شاعر مرزهای نظام رایج تصوّرها و ذهنیات خواننده یا شنوندة خود را درهم می‌شکند و با آفرینش تصویری پیچیده و ناب، موجب شگفتی مخاطب می­شود. در این جستار نگارندگان با الهام­گیری از مکتب آمریکایی در ادبیّات تطبیقی، به شیوة توصیفی – تحلیلی، حس­آمیزی را در سروده­های دو شاعر صاحب­نام ادبیّات عربی و فارسی یعنی «سعید عقل» و «نیما یوشیج» نقد و بررسی می­کنند. نوشتار پیش رو نشان از آن دارد که حس­آمیزی­ در سروده­های این دو شاعر افزون بر جنبة زیباشناختی و هنری، ابزار انتقال معانی مبهمی است که به­آسانی تن به بیان صریح نمی­دهند. از شیوه­های جالب توجّه در اشعار این دو شاعر تلفیق وکاربست سایر آرایه­های ادبی با حس­آمیزی است تا بر جنبة هنری ابیّات بیفزایند و بافت بلاغی و هنری بیت را مستحکم­تر نمایند. گاه رابطة بین دو طرف حس­آمیخته در سروده­ هایشان آن­چنان دور است که آشنایی­ زدایی در آن بیشتر به­چشم می­خورد. سعید عقل با انتخاب شگرد «تزاحم» یا «انباشتِ» حس­آمیزی سبب دیریابی معنا شده است که از کارکردهای مهمّ این تکنیک بیانی، برجستگی جنبة زیبایی­شناختی بیت است. نیمایوشیج نیز به­منظور ارتقابخشیدن به شأن و مرتبة امور محسوس و پیوند جهان ذهنی و عینی، به حس‌آمیزی انتزاعی - محسوس توجّه ویژه­ای کرده است.