رابطه خودمراقبتی با افسردگی سالمندان در دوران پساکرونا: نقش میانجی ناامیدی و حمایت اجتماعی
نویسندگان
1 گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران
2 گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران
3 گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران
doi
10.22126/jap.2024.10642.1779چکیده
سالمندی به عنوان یک مسأله مهم در سلامت روانشناختی و کیفیت زندگی افراد میباشد. سالمندان از افراد آسیبپذیر جامعه و مستعد اختلالات روانی بهخصوص افسردگی میباشند. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه خودمراقبتی با افسردگی سالمندان در دوران پساکرونا با نقش میانجی ناامیدی و حمایت اجتماعی بود. طرح پژوهش همبستگی با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه سالمندان استان تهران بود که نمونه پژوهش با شیوه نمونهگیری در دسترس به تعداد 260 نفر انتخاب شدند. ابزار به کار رفته در این پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی بک ویرایش دوم، پرسشنامه خودمراقبتی سالمندان یونسی بروجنی و همکاران، پرسشنامه حمایت اجتماعی چند بعدی زیمت و مقیاس ناامیدی بک بود. دادههای حاصل از پرسشنامهها با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری در نرمافزارهای SPSS نسخه 26 و Amos نسخه 24 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان داد که رابطه خودمراقبتی با افسردگی از طریق ناامیدی (001/0>P، 087/β=-0) و رابطه خودمراقبتی با افسردگی از طریق حمایت اجتماعی (001/0>P، 126/0β=-) معنادار بود. با توجه به نتایج بهدست آمده و روشن شدن روابط میان خودمراقبتی و افسردگی در سالمندان با میانجیگری دو عامل ناامیدی و حمایت اجتماعی، میتوان در جهت کاهش افسردگی و پیامدهای روانی دوران پساکرونا در این جمعیت اقدامات مفیدی را بهانجام رسانید.