رابطه طرحوارههای ناسازگار با افسردگی و اضطراب اجتماعی در سالمندان
نویسندگان
1 گروه روانشناسی، دانشگاه ازاد اسلامی واحد تهران غرب. تهران، ایران
2 گروه روانشناسی، دانشگاه ازاد اسلامی واحد تهران غرب. تهران، ایران
3 گروه روانشناسی، دانشگاه ازاد اسلامی واحد تهران غرب. تهران، ایران
doi
10.22126/jap.2024.10733.1783چکیده
رشد فزاینده جمعیـت سالمند و پیامدهای آن باعث شده است کـه در اکثـر جوامع، سالمندی جمعیت بــهعنـوان مسـألهای اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. سالمندی فرآینـدی اجتنـابناپذیـر و دوران حساسـی از زندگـی بشـر اسـت کـه بـر همـه جنبـههای زندگـی تأثیر میگذارد. بنابراین این مطالعه با هدف تعیین رابطه طرحوارههای ناسازگار اولیه با افسردگی و اضطراب اجتماعی در سالمندان انجام شد. در پژوهش حاضر که یک طرح همبستگی-توصیفی بود، 150 نفر به صورت در دسترس از بین سالمندان 60 سال و بالاتر شهر تهران انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه طرحوارههای ناسازگار اولیه-فرم 75 آیتمی یانگ، مقیاس افسردگی سالمندان یاساویج و همکاران و پرسشنامه هراس اجتماعی کانور و همکاران بودند. دادهها با نرمافزار SPSS-28، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و حاکی از آن بود که بین طرحوارههای ناسازگار اولیه با افسردگی و اضطراب اجتماعی در سالمندان رابطه مستقیم معناداری وجود دارد (05/0>P). نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که طرحوارههای رهاشدگی، محرومیت هیجانی، انزوای اجتماعی و طرحواره شکست قویترین همبستگی را با افسردگی داشتند و طرحوارههای کمالگرایی، نقص/شرم، انزوای اجتماعی و طرحواره آسیبپذیری نسبت به ضرر قویترین همبستگی را با اضطراب اجتماعی داشتند. همچنین نتایج آزمون رگرسیون خطی چندگانه نشان داد که چهار طرحواره رهاشدگی، محرومیت هیجانی، نقص/شرم و بازداری هیجانی توانایی پیشبینی افسردگی را داشتند و سه طرحواره انزوای اجتماعی، نقص/شرم و کمال گرایی نیز توانایی پیشبینی اضطراب اجتماعی را داشتند. میتوان نتیجه گرفت که استفاده از برنامههای پیشگیری محور در سنین کودکی و نوجوانی در جهت بررسی طرحوارهها و برگزاری دورههای آموزشی فراگیر با تمرکز بر طرحوارهها میتواند راهکارهای مفیدی در جهت آموزش روانی و بهبود شرایط زیستی در دوران سالمند افراد باشد.