ادبیّات تطبیقی و جایگاه آن در آینده مطالعات ادبی

نویسندگان

1 دانشیار گروه ادبیّات انگلیسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات انگلیسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22126/jccl.1970.1068
چکیده

ادبیّات تطبیقی، به­مثابة نگرشی ادبی، تاریخ بسیار پر فراز و نشیبی را تجربه کرده است. گروهی تا مدّت‌ها تفاوت چندانی میان این نگرش و ادبیّات جهان قائل نبودند و حتّی در برهه‌ای از زمان، آن­ها را در رقابت با یکدیگر می‌پنداشتند. مدّتی از این شرایط نگذشته بود که ادبیّات تطبیقی به­تدریج، به­واسطۀ آنچه به­منزلة بی­ثباتی در پایگاه نظری قلمداد می‌شد، مورد انتقاد قرار گرفت. این نظراتِ به­طور عمده سخت‌گیرانه، رو به فزونی داشت و تا آنجا پیش رفت که حتّی در اواخر قرن بیستم، تعداد محدودی از پژوهشگران این حوزه از ادبیّات تطبیقی به­مثابة نگرشی منسوخ و بی­پایه و اساس یاد می‌کردند؛ امّا همة این کشمکش‌ها نشان از حضور مؤثّر این سبک مطالعات ادبی در میان پژوهشگران و عدم درک دقیق و درست آن توسّط تطبیقگرایان بود. در پایان قرن بیستم، با تلاش‌های بی­وقفۀ پژوهشگران این حوزه و درک بیشتر منتقدان ادبی از این روش، هجمه‌ها کاهش یافت و بحران‌های یادشده تاحدودی رفع شد. ادبیّات تطبیقی در قرن حاضر به یکی از اصلی‌ترین روش‌های مطالعۀ ادبیّات تبدیل شده و بسیاری از دانشگاه‌ها، واحد‌هایی در حوزۀ مطالعات ادبی تطبیقی داشته یا حتّی گروه‌های آموزشی­ای با این نام تأسیس کرده‌اند. پژوهش حاضر، با روشی بنیادی و با تکیه بر تاریخچۀ کنونی ادبیّات تطبیقی به­مثابة ابزار لازم پژوهش، جایگاه ادبیّات تطبیقی را میان سایر نگرش‌ها بررسی کرده و وضعیّت و اهمّیّت آن را در قرن حاضر به بحث و گفتگو گذاشته است. نتیجه اینکه به­واسطۀ تغییرات گسترده در سبک و سیاق مطالعۀ ادبیّات و نقد ادبی همراه با محوریّت روزافزون فنّاوری‌های مختلف و دنیای مجازی، ادبیّات تطبیقی می‌تواند چارچوب مناسبی را برای مطالعۀ مقایسه‌ای ادبیات با سایر رشته‌ها و علوم فراهم آورد.