نمادگرایی در شعر بهزاد کرمانشاهی و عبد الوهّاب البیاتی
نویسندگان
1 کارشناسارشد زبان و ادبیّات تطبیقی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 استادیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22126/jccl.1970.1047چکیده
در دورة معاصر بهدلیل مشترکات فراوان بین دو فرهنگ ایرانی و عربی، میتوان تشابه افکار و تصاویر و درنهایت مضامین شعری همسان را که البتّه در برخی موارد با دیدگاههای متفاوت همراه هستند، در آثار شعری شاعران دو ملّت بهخوبی حس کرد. بهزاد کرمانشاهی و عبد الوهّاب بیاتی، بهمثابة عضوی از جامعة ادبی خویش، نقش مهمّی در بازتاب تحوّلات سیاسی و اجتماعی ایفا کردهاند؛ امّا گاهی اوقات واقعیّتهای جامعه، بنا به دلایلی همچون مناسبنبودن فضای سیاسی و اجتماعی، در سرودههای آنها بهصراحت، بیان نمیشود؛ چراکه بیان این واقعیّتها در برخی موارد با نهادهای سیاسی و اجتماعی در تقابل قرار میگرفت؛ از اینرو، دو شاعران برای بیان دیدگاههای خویش از نماد استفاده کردهاند؛ لذا با توجّه به این اصل که ارزیابی درست ادبیّات ملّی و تبیین جایگاه آن در میراث فکری و ادبی بشریت جز با مقایسة ادبیّات ملّتها میسّر نمیشود، نوشتار پیش رو در راستای غنابخشیدن به ادبیّات ملّی و نشاندادن ارزشهای ادبی آن در کنار ادبیّات ملل مختلف، میکوشد تا با رویکردی توصیفی - تحلیلی و براساس مکتب آمریکایی ادبیّات تطبیقی که دامنة پژوهش آن منحصر به تأثیر و تأثّر نیست، بلکه بر زیباییهای هنری تأکید دارد؛ کارکرد نماد را در شعر بهزاد کرمانشاهی و عبد الوهّاب بیاتی تحلیل کند. بررسیها نشان میدهد نماد با تجربههای روحی و عاطفی این دو شاعر، پیوندی ناگسستنی دارد و بازتابی از سرخوردگیهای هنرمند و شرایط سیاسی - اجتماعی روزگار آنان و راهی برای آشکارکردن زشتیها و خفقان حاکم بر جامعه است.