ارادی بودن تعقل در پرتو نظریه عقل فعال نزد فارابی و ابن‌سینا

نویسندگان

1 مدرس مدرسه عالی شهید مطهری، تهران، ایران.

doi
10.30497/ap.2009.67895
چکیده

کنش و واکنش روان آدمی در ادراک و تعقل که بی‌شک یکی از اساسی‌ترین و کهن‌ترین مسائل فلسفه است در فلسفه ارسطو عنوان عقل فعال را به خود اختصاص می‌دهد. این عنوان در جریان فلسفه بعد از ارسطو در دو دیدگاه طبیعی و اشراقی تفسیر می شود؛ دیدگاه اول هر دو بعد فعال منفعل تعقل رادر نفس انسان منطبع می داند و همانند تمامی موجودات جهان طبیعت، جریان تکامل روان آدمی را عبارت از خروج از حیثیت انفعال و وصول به بعد فعالیت می‌داند. در مقابل، دیدگاه دوم وجه انفعالی تعقل را به انسان اختصاص داده و وجه فعالیت را به مقام الوهیت ارجاع می‌دهد و فعلیت عقل را عبارت از افاضه و اشراق الهی می داند. علیرغم فاصله این دو دیدگاه در مورد مرجع فعالیت عقل، هر دو دیدگاه به ناچار بر این امر اتفاق نظر دارند که جریان تعقل خارج از اراده و  قصد انسان بوده و در نتیجه، تکامل نظری نفس انسان امری غیرارادی و جبری است. بر خلاف این دو تفسیر مرسوم، فلسفه مشائی اسلامی ـ فارابی و ابن سیناـ با ارجاع وجه فعالیت عقل به دو اصل استعداد پدید آمده توسط جوهر مفارقی به نام عقل فعال و همچنین قصد و اراده انسان موفق می‌شوند دیدگاه سومی را در نظریه عقل فعال ارائه کنند که علی‌رغم قول به تأثیر عامل مفارق در روند تعقل، ارادی بودن تعقل و قصدی بودن تکامل نظری نفس انسان را تبیین نماید.