اندیشه‌های اشراقی ابن‌سینا

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه قم، قم، ایران.

doi
10.30497/ap.2009.67899
چکیده

کمال نهایی انسان در سیر صعودی، رسیدن به حق تعالی است که همین امر، کمال و خیر او به شمار می‌رود؛ زیرا انسان که خداوند او را مثال خودش قرار داده است دارای چنان شأنی است که بتواند به عنوان اشرف ممکنات، متصف به صفات حق و متخلق به اخلاق حق شود. از نظر ابن‌سینا، عارف کسی است که فکر خود را معطوف به عالم قدس نموده تا نور حق پیوسته بر باطنش بتابد. ابن‌سینا زهد و عبادت را به عنوان مقدمات سیر و سلوک عرفانی می‌داند او نخستین مرحله را «اراده» می‌داند که از آن به میل و رغبت تعبیر می‌کند و منشأ آن را یقیین برهانی و ایمان قلبی می‌داند. به نظر وی دومین مرحله «ریاضت» است که به معنای پرهیزگاری و انجام کارهای سخت یا تحمل رنج در راه تربیت خود می‌باشد. از نظر ابن‌سینا سالک پس از طی مراحل بعدی یعنی وقت، توغل، سکینه، خوف و تلبیس، طمأنینه، مشیت و عروج، به جایی می‌رسد که نظری به حق و نظری به خود به عنوان آیینه حق دارد. سرانجام عارف واصل در پایان این سلوک به مقامی دست می‌یابد که در آن تنها حق را مشاهده می‌نماید.