موضوع فلسفه اولی نزد ارسطو و ابنسینا
نویسندگان
1 استادیار مدرسه عالی شهید مطهری
doi
10.30497/ap.2009.67913چکیده
در این مقاله مقایسهای میان نگرش کلی ارسطو ـ البته مطابق با یکی از تفاسیر معتبر از اندیشه اوـ و نگرش کلی ابنسینا به دانش برین یا فلسفه اولی و موضوع محوری آن صورت میگیرد. که بر اساس برخی آموزههای مسلم و معروف ارسطویی، به ویژه نظریه او درباره همنامهای منسوب به امری واحد، موضوع حقیقی و محوری این علم از نظر او، موجودات مفارق ازلی و در نهایت محرک اول است. بر این اساس بحث از سایر موجودات در فلسفه اولی بحثی ثانوی، و به لحاظ آن انتسابی خواهد بود که آنها در نامیده شدن به نام «موجود» وامدار آن هستند. روشن است که این نگرش برخلاف سنت رایج فیلسوفان مسلمان در مواجهه با فلسفه اولی و موضوع آن است؛ زیرا ایشان، و نیز مدرسیان متأثر از ابنسینا موضوع این دانش را با دایرهای وسیعتر در نظر میگیرند و اثبات واجبالوجود را در زمره مسائل این دانش به حساب میآورند. از این رو تفکیک این دانش به دو بخش الهیات بالمعنی الاعم (امور عامه) و الهیات بالمعنی الاخص (ربوبیات) صورتبندی میشود، تفکیکی که در ارسطو یافت نمیشود، بلکه فلسفه اولی برای او در کل یک خداشناسی تمام عیار است.