راندگی پنهان چسکین و اثر احتمالی آن بر هزارة گمشده (دشت قزوین)
نویسندگان
1 استادیار، گروه فیزیک زمین، مؤسسة ژئوفیزیک دانشگاه تهران، ایران
2 استادیار تکتونیک جنبا، دانشکدة زمین شناسی، دانشگاه کانتربری، نیوزیلند
3 استادیار ژئوفیزیک باستانشناسی، بخش باستانشناسی دانشگاه بردفورد، انگلستان
4 دانشجوی کارشناسی ارشد ژئوفیزیک، گروه فیزیک زمین، مؤسسة ژئوفیزیک دانشگاه تهران، ایران
5 استادیار، گروه باستانشناسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ایران
6 دانشیار، گرو.ه جغرافیای طبیعی، دانشکدة جغرافیای دانشگاه تهران، ایران
7 استادیار، گروه جغرافیای طبیعی، دانشکدة جغرافیای دانشگاه تهران، ایران
doi
چکیده
کاوشهای باستانشناسی در سه محوطة باستانی زاغه، قبرستان و سگزآباد در دشت قزوین در شمال غرب ایران مرکزی نشان میدهد که تپة باستانی زاغه در هزارههای ششم و پنجم پیش از میلاد مورد سکونت قرار داشته است. اما به دلایل نامعلومی زندگی در این تپه متوقف شده و با آغاز هزارة چهارم پیش از میلاد، در تپه قبرستان از سر گرفته شده است. زندگی در "قبرستان" برای هزار سال ادامه داشته و با توجه به فراوانی کورههای سفالگری یافت شده در آن، گمان میرود که این تپه در زمان خود یک مرکز صنعتی پر رونق، با وسعتی در حدود ده هکتار بوده باشد. بااینحال معلوم نیست که چرا در آغاز هزارة سوم پیش از میلاد، زندگی در این تپه نیز متوقف شده است و از آن پس نزدیک به هزار سال (هزارة گمشده) نشانی از سکونت در حوالی آن یافت نمیشود؛ تا اینکه در اواخر هزارة سوم پیش از میلاد، گروهی از مردمان، این بار در تپه سگزآباد ساکن شدند. بررسی پیشینة لرزهخیزی و لرزهزمینساخت گسترة قزوین نشان میدهد که رخداد زمینلرزه بهمنزله یکی از دلایل ممکن در ترک سکونت در تپة باستانی قبرستان، کاملاً محتمل است. یکی از گسلهایی که جنبش روی آن میتوانسته باعث ویرانی "قبرستان" شود، راندگی پنهان چسکین است که نخستینبار در این تحقیق معرفی میشود. همچنین میزان فعالیت این گسل با استفاده از سنیابی به شیوة لومینسانس برانگیخته شدة نوری (optically stimulated luminescence)، تعیین شده است.