مبناگروی سینوی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه امام صادق (ع)

doi
10.30497/ap.2008.67929
چکیده

مقاله حاضر از دو بخش مهم تشکیل شده است. در بخش اول سعی شده به مباحثی که در معرفت‌شناسی معاصر، پیرامون مبناگروی سنتی مطرح گردیده، اشاره شود و در خلال آن، هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف این نظریات به نحوی مختصر مورد توجه قرارگیرد. به دنبال این مبحث مقدماتی، در بخش دوم ضمن مرور دیدگاه‌های ابن‌سینا پیرامون مسأله مبانی و مبادی معرفت، نشان داده شده است که می‌توان این نظریه را در دسته‌بندی‌های ارائه شده جزو نظریات مبناگرایانه سنتی اما با قرائتی خاص به‌حساب آورد. این نظریه با ویژگی‌های خاصی که دارد ‌(از جمله: مبنا بودن موجودات فراتر نسبت به موجودات فروتر در جمیع اقسام معرفت از مشاهده گرفته تا یقین، مبنا بودن تصورات برای تصدیقات، مبنا بودن اصول موضوعه هر علم برای مسائل آن علم، مبنا بودن دانش‌های فراتر نسبت به دانش‌های فروتر و نیز مبنا بودن مجموعه بدیهیات برای سایر اقسام معرفت و در رأس بدیهیات، مبنا بودن اولیات آن هم به نحو بالقوه و تکمیلی برای جمیع اقسام معرفت‌های غیرمباشر) نه از الگوی ارائه شده از مبناگروی سنتی معاصر که در بخش اول ارائه می‌گردد، تبعیت می‌کند و نه بسیاری از اشکالاتی که امروزه بر مبناگروی سنتی گرفته می‌شود، بر آن وارد است.