ضرورت و دوام از دیدگاه ابنسینا و ارسطو
نویسندگان
1 استاد دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.30497/ap.2008.67931چکیده
مفهوم ضرورت و رابطه مفهومی آن با دوام از مباحث دشوار فهم در منطق موجهات است. ابنسینا گاه ضرورت را به دوام که از لوازم ضرورت است تفسیر میکند و گاه ضرورت را اخص از دوام میداند. اما ضرورت از دیدگاه ارسطو نحوه موجودیت امری است که جز به نحوی که هست نمیتواند به نحو دیگری باشد. مفهوم دوام ماندگاری محمول در موضوع در طول زمان است در حالی که ضرورت به معنای امتناع انفکاک محمول از موضوع در برخی شرایط است. با این تحلیل ضرورت فرع بر دوام و مشروط به استمرار و معادل اقتضای شرایط موجود خواهد بود. از نظر ابنسینا در علوم یقینی تنها قضایای ضروری کاربرد دارند. ارسطو نیز قضایایی را که پیوند موضوع و محمول در آنها امکانی است فاقد ارزش علمی میداند. تفکیک قضایای ضروری و علمی از گزارههای امکانی بعدها به صورت تفکیک قضایای تحلیلی و تألیفی (به اصطلاح کانت) و اقسام حمل (به تعبیر صدرا) مطرح گردید. سهروردی ضرورت را جنس جهات سهگانه میداند. از نظر وی همه قضایای منطقی بتیّهاند. اسپینوزا نیز به طریقی مشابه با اعلام یگانگی ضرورت و دوام، ضرورت را اقتضای هستی و امکان را ناشی از عدم شناسایی نظام ضروری عالم به شمار میآورد.