خیال و صور خیالی در دو مکتب سینوی و اشراقی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه زنجان
doi
10.30497/ap.2008.67932چکیده
وجود ادراکات خیالی و تخیل در نظام معرفتی انسان، مورد وفاق همه حکما است، اما فلاسفه در تبیین چگونگی حصول صور خیالی برای فرد و نیز ماهیت خیال و مدرکات خیالی با یکدیگر اختلاف دارند. ابنسینا نفس انسانی را دارای قوای متعدد دانسته و قوه خیال را به عنوان واسطهای در تحقق و حصول صور ادراکی تلقی کرده است. وی در کتب مختلف خود استدلالهایی را بر مادی بودن خیال و به تبع آن صور خیالی اقامه میکند، اما ظاهراً چنین استدلالهایی بر اساس اصول و قواعد قوم میباشد، زیرا وی نهایتاَ تغییر موضع داده و در کتاب المباحثات خود استدلال مفصلی مبنی بر تجرد خیال و ادراکات خیالی ارائه میکند، گر چه توجیه چنین تصویری را بر اساس مبانی مشایی مشکل میداند. قول به وجود مراتب مختلف برای عقل، بقای نفوس بسیط، نفوس اطفال و نفوس باقی در مرتبه عقل هیولانی، با اعتقاد به تجرد خیال و صور خیالی قابل توجیه است. سهروردی تعدد قوای باطنی سینوی را نپذیرفته و همه قوا را به یک قوه که آن نور مدبر است، ارجاع میدهد و قوا را سایهای از آنچه در نور اسفهبد است، تلقی میکند. وی برای تبیین و توجیه چگونگی حصول ادراکات خیالی، به عالم مثال و مثل معلقه متوسل میشود.