رابطه خودانتقادگری و احساس تنهایی با افسردگی در سالمندان: نقش میانجی نشخوار فکری
نویسندگان
1 گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22126/jap.2024.10211.1756چکیده
با توجه به روند سریع سالمندی جمعیت، بررسی عوامل مهم در شکلگیری و کنترل افسردگی ضروری به نظر میرسد. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی رابطه خودانتقادگری و احساس تنهایی با افسردگی در سالمندان با نقش میانجی نشخوار فکری انجام شد. روش تحقیق حاضر، از انواع تحقیقات توصیفی با روش مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه سالمندان بالای 60 سال ساکن آسایشگاه کرج، شهریار و شهر قدس در سالهای 1402-1401 تشکیل دادند که از بین این جامعه، 195 نفر (119 زن، 76 مرد) با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمعآوری اطلاعات از پرسشنامههای نشخوار فکری نولن هوکسما و مارو، خودانتقادی تامسون و زراو، تنهایی توسط راسل و همکاران و افسردگی بک استفاده شد. برای برازش و آزمودن فرضیهها از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از از نرمافزارهای SPSS نسخه 24 و Smart-PLS نسخه 3.2.8 انجام شد. یافتههای پژوهش نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین خود انتقادی درونی و مقایسهای با افسردگی و همچنین بین نشخوار فکری و افسردگی وجود دارد، ولی رابطه احساس تنهایی و افسردگی معناداری نبود. همچنین مشخص شد که نشخوار فکری نقش واسطهای در رابطه بین خودانتقادی درونی و تنهایی با افسردگی در سالمندان دارد. با توجه به نتایج پژوهش حاضر به روانشناسان توصیه میشود در درمان افسردگی سالمندان به آموزش فنون کنترل و توقف نشخوارهای فکری و افکار خودانتقادگرانه بپردازند تا از این طریق احساس تنهایی سالمندان منجر به بروز افسردگی در آنها نشود.