مأخذیابی و مقایسۀ دو روایت منظوم طغرایی و مولوی از داستان شکار شیر و گرگ و روباه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان وادبیّات عربی، دانشگاه اصفهان، ایران
2 استاد گروه زبان وادبیّات عربی، دانشگاه اصفهان، ایران
doi
چکیده
پژوهش حاضر ضمن تحلیل و بررسی مآخذ داستان «رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار» به بازگویی دو روایت منظوم عربی و فارسی طغرایی و مولوی از این داستان میپردازد؛. سپس با نگاهی ساختارشناسانه، عناصر داستانی چون شخصیّت، پیرنگ، زاویة دید، لحن و... در هر دو روایت تشریح و مشخّص میشود کدامیک از دو روایت به مآخذ اصلی داستان نزدیکتر است. مهمترین نتیجۀ این بررسی که براساس شیوۀ قیاسی تطبیقی به انجام رسیده، آن است که مولوی با افزودن عناصر داستان و شگردهای داستانپردازی، به تقلید صِرف بسنده نکرده، بلکه به خلق حکایتی زیباتر و جذابتر از روایت مآخذ اصلی پرداخته است. طغرایی نیز در ضمن داستان خود که پند و اندرز است، با استفاده از وجه تمثیل و برای تأکید سخن پندآموز خود، به این حکایت اشاره میکند.