بررسی تاریخی – روایی ادعای اتصال و زمینه سازی ظهورِ موعود آخرالزمان در منابع فریقین و اعتبار سنجی آن
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران و مربی دانشگاه فرهنگیان خراسان جنوبی
doi
10.22067/jquran.2025.91901.1802چکیده
باور به مهدویت و ادعای ارتباط با مهدی موعود(عج) ازجمله زمینههای توجیه مشروعیت در برخی جریانهای سیاسی بوده است. در این میان میتوان به ادعاهای تاریخی و همچنین احادیثی چند در منابع روایی برخورد که حکایت از حکومت و دولتی دارند که با مقدمهچینی خاص، زمینهساز ظهور مهدی موعود(عج) است و در واقع دولت آنان متصل به دولت مهدوی خواهد بود. این اتصال و مقدمهچینی ظهور برای این دولتها مشروعیتزا بوده و از آن بهعنوان فضیلتی خاص برای خویش یاد کردهاند و به نوعی به دنبال القای حس برتری خویش بر سایر رقبا بودهاند. آنچه جای سؤال و بحث دارد سنجش میزان اعتبار روایاتی است که در این زمینه در منابع فریقین نقل شده است. برای پاسخ به پرسش مطرح شده، با استفاده از روش تحلیل محتوا ، نخست به سیر تاریخی ادعاها پیرامون دولت متصله پرداخته میشود و در ادامه روایاتی پیرامون بحث از منابع فریقین برشمرده شده و به نقد و بررسی متنی و سندی آنان پرداخته خواهد شد. بررسی روایات مختلف نشان میدهد که برخی از احادیث این بحث مشکل جدی سندی دارد. البته در این میان حدیثی که در کتاب الغیبه نعمانی ذکر شده است تا حدی قابلیت استناد دارد در نتیجه میتوان به آن استناد کرد. بر اساس این حدیث میتوان جریان متصل به حکومت مهدوی را جریانی مشرقی دانست که کشتهشدگان آن شهید محسوب میشوند و در نهایت با جدیت مقدمات ظهور مهدی موعود را فراهم آورده و امکانات خویش را در اختیار قیام مهدوی قرار میدهند.