نظریه افلاک و تأثیر آن بر فلسفه اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری رشته فلسفه و کلام اسلامی، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
2 استاد دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.30497/ap.2007.67981چکیده
به نظر فیلسوفان اسلامی، مباحث طبیعی (طبیعیات) به مثابه اصول موضوعه، در علم الهی استفاده میشود. برخی از مباحث مابعدالطبیعه، تحت تأثیر علم تجربی یا فیزیک روزگار فیلسوفانی است که به طرح نظریات مابعدالطبیعی پرداختهاند. امروز بایسته است تا متفکران مسلمان، بر اساس دادههای جدید علمی و دگرگونی مباحث طبیعی، به طرحی تازه از الهیات فلسفی اهتمام ورزند و مابعدالطبیعهای متناسب با دادههای جدید علمی بنا نهند و به تبیینی امروزین از آرای کهن بپردازند. در این مقاله با بررسی نظریه افلاک، که بخشی از طبیعیات قدیم را تشکیل میدهد، میزان تأثیرگذاری این بحث بر مباحث مابعدالطبیعه، مورد بررسی قرار میگیرد و نشان داده میشود که چه مباحثی از این علم، نیازمند بازنگری و تبیینی دیگرگون است.