مقامات و تنوع افراد انسان
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه پیام نور
doi
10.30497/ap.2008.67983چکیده
فیلسوفان پیش از صدرا با تعریف انسان به عنوان حیوان ناطق، نطق را فصل حقیقی و کمال اول و ادراکات و فعالیتهای ارادی بالفعل را کمال ثانی انسان میدانند که عارض بر ماهیت نوعیه او میگردد؛ از این رو تعدد و تغایر افراد انسان از ناحیه کمالات ثانیهای است که نفس انسانی در مسیر استکمال واجد آنها میشود. ملاصدرا با به میان کشیدن مسأله ماده و صورت برای تعریف انسان، بر خلاف فیلسوفان سلف، صورت انسانی را برزخی میان دو عالم جسمانیت و روحانیت دانسته و با مبنا قرار دادن استکمال تدریجی مبتنی بر حرکت جوهری، انسان را حقیقت ذو مراتبی میداند که به موازات استکمال وجودیاش ماهیات گوناگونی مییابد و مراتب وجودی مختلفی را سپری مینماید. وی با استناد به آیات و روایات، تفاوت ذاتی نفوس انسانی را قطعی دانسته و شدیداً تأکید مینماید که هرگز بهترین و برگزیدهترین مردم نمیتواند در حقیقت نوعی، همتراز بدترین و فرومایهترین آنها باشد؛ آن دو نه تنها در حالات، که در اصل ذات و ماهیت نوعیه نیز متفاوت از یکدیگرند. پس از بررسی این دو نگرش کاملاً متفاوت از یکدیگر که ناشی از تفاوت در مبانی و اصول است، علت تنوع و تفاوت ذاتی افراد انسانی و نیز رمز و راز مقامات حاصل از این تنوع بیان میشود.