بخت و اتفاق از دیدگاه ابن‌سینا

نویسندگان

1 دانشجوی دوره دکتری رشته حکمت مشاء، دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشیار دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.30497/ap.2008.67982
چکیده

در میان اقوال کسانی که وجود تمام عالم را ناشی از اتفاق می‌دانند و قانون علیت را نادیده می‌گیرند، برخی فقط پیدایش موجودات جزئی را به اتفاق نسبت می‌دهند و معتقدند در پیدایش طبایع جزئی مادی، نمی‌توان اتفاق را نادیده گرفت و ضرورت علی را جاری ساخت.ارسطو ضمن اعتقاد به قانون علیت در عالم،  بخت و اتفاق را از جمله علل می‌داند، ولی به همسویی و سازگاری بخت و اتفاق با ضرورت معتقد نیست و اتفاق را در مقابل ضرورت قرار می‌دهد. ابن‌سینا نیز به تبع رئیس مشائیان، به بحث پیرامون  بخت و اتفاق می‌پردازد و آن را ناقض قانون علیت نمی‌داند.اما در چار چوب جهان‌شناسی خاص خود و برداشت متفاوتی که از علیت وجودی دارد،  به تبیین آنها می‌پردازد و آنها را علل حقیقی و موجبه امور نمی‌داند و تا حدودی موفق‌تر از ارسطو بحث را پیش می‌گیرد، به طوری که ضرورت علی و معلولی دچار خدشه نمی‌شود. اما در نهایت امر این مطلب جای بحث دارد که کدام مشکل فلسفی، ارسطو و ابن‌سینا را وادار به اتخاذ چنین موضعی در باب  بخت و اتفاق می‌کند. این مطلب در ابن‌سینا نیاز بیشتری به تفحص دارد. چرا که با قبول نظام احسن، وجود و حاکمیت ضرورت علی در عالم و علم عنایی حق تعالی به موجودات، برای نظریاتی چون بخت و اتفاق که ناشی از جهل انسان به علل حقیقی است و بیشتر جنبه عامیانه دارد تا علمی و فلسفی، جایی باقی نمی‌ماند.