اثربخشی درمان راهحلمحور بر افزایش سازگاری اجتماعی و کاهش افسردگی بالینی زنان سالمند شهر کرمانشاه
نویسندگان
1 گروه مشاوره و راهنمایی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 گروه مشاوره خانواده، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه اراک، اراک، ایران
doi
10.22126/jap.2023.9083.1704چکیده
سالمندی یکی از مهمترین دوران زندگی بشر است که نیازمند توجه بسیاری است تا از هرگونه اختلال و چالش روحی و روانی جلوگیری گردد. دو چالش مهم در این دوره عدم سازگاری اجتماعی و افزایش افسردگی میباشد. بنابراین هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان راهحلمحور بر افزایش سازگاری اجتماعی و کاهش افسردگی بالینی زنان سالمند شهر کرمانشاه بود. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون_پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری (2 ماه بعد از پسآزمون) بود؛ جامعه آماری تمامی زنان سالمند (60 سال و بیشتر) در شهر کرمانشاه با افسردگی بالینی و ناسازگاری اجتماعی و در سال 1399-1400 بودند. روش نمونهگیری بهصورت در دسترس بود؛ بنابراین با توجه به جدول کرسجی و مورگان تعداد 381 نفر انتخاب شدند. شرکتکنندگان پرسشنامههای سازگاری اجتماعی بل و افسردگی سالمندان یسویج و همکاران را تکمیل کردند. نمونه مورد مطالعه شامل 30 نفر بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب، و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. گروه آزمایش 8 جلسه مداخله راهحلمحور را بهصورت دو بار در هفته دریافت کرد و گروه کنترل هیچ مداخلهای را دریافت نکرد. در نهایت، دادههای جمعآوری شده در دو سطح آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس تک متغیری) با استفاده نرمافزار SPSS نسخه 26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد که رویکرد راهحلمحور در مرحلۀ پسآزمون و پیگیری نسبت به پیشآزمون بر افزایش سازگاری اجتماعی و کاهش افسردگی بالینی سالمندان مورد آزمون تأثیرگذار بوده است (01/0>P). نتایج حاکی از آن است که استفاده از رویکرد راهحلمحور روشی کارآمد و کاربردی در جهت بهبود سازگاری اجتماعی و کاهش افسردگی بالینی در زنان سالمند به شمار میآید و استفاده از این روش در دیگر اختلالهای روحی و روانی زنان سالمند توصیه میشود.