استنباطی از نقش فطرت در معرفتشناسی و تحقق فعل اخلاقی با تکیه بر آیۀ فطرت
نویسندگان
1 استاد گروه فلسفهٔ اخلاق، دانشکدهٔ الهیات، دانشگاه دولتی قم
2 استادیار گروه فلسفهٔ اسلامی، دانشکدهٔ الهیات، دانشگاه دولتی میبد
3 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدهٔ الهیات، دانشگاه دولتی میبد
4 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشکدهٔ الهیات، دانشگاه دولتی میبد
doi
10.22067/jquran.2025.86257.1652چکیده
معرفتشناسی اخلاق از مباحث فرااخلاق است؛ این علم، برخی مباحثِ فلسفیِ پیش از بحثِ خوب و بدِ گزارهٔ اخلاقی را در بر میگیرد. در ارتباط با فطرت و معرفتشناسی اخلاق باید گفت: «فطرت» از دیرباز با رویکردهای مختلف مورد بحث بوده است؛ در این حوزه، فطرت میتواند از پیچیدهترین و مهمترین ابزار معرفتشناسی فرااخلاقی قرآن به شمار رود. پژوهش حاضر با تکیه بر آیهٔ 30 سورهٔ روم، در پی تبیین نقش فطرت در معرفتشناسی اخلاقی از دیدگاه قرآن است. برای نیل به فهم کارکرد فطرت در تحقق معرفت فرااخلاقی، وجود دو نوع معرفت اخلاقی، از منظر آیهٔ فطرت مورد تأکید قرار گرفت که میتوان آن دو را «معرفت فطری» و «معرفت نفسانی فطری» نامگذاری کرد. در فرآیند تحلیل آیه مذکور و دیگر آیات مرتبط قرآنی، میتوان به تبیین فطرت، به عنوان استعداد فهم و تمییزدهندهٔ خوب از بد با تکیه بر بافت موقعیتی و نیز دادههای معرفتی در افراد، دست یافت و در ادامه چگونگی عملکرد فطرت، در تحقق معرفت اخلاقی، با عنایت به ثبات فطرت از دیدگاه قرآن؛ و از سویی، وجود تطور و رشد در تمدنهای بشری، بازبینی و بررسی شده است. در واقع، چگونگی سازماندهی دادههای اخلاقی در افراد، بدون تغییر فطرت تبیین شد. نتیجهٔ خاتمه آنکه، فرایند عمل فطرت، در افراد ثابت است؛ ولی بازدهی معرفتشناسیِ فرااخلاقی فطرت در گذر زمان بهبود مییابد و این نکته با ثبات فطرت در عین رشد تمدن همخوان است. در راستای فهم این قاعده، ویژگی گزارههای مورد تأیید فطرت و نیز تفاوت آن با دیگر استعدادها و چگونگی تقابل آن با هوای نفس مورد بررسی واقع شد.