شعر کانکریت در گذشتۀ ادبی ایران و عرب

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.

doi
10.22126/jccl.2020.1397.1487
چکیده

در گذشتۀ ادبی ایران و عرب، کم نبوده خلاقیّت‌های ادبی‌ای که به هرحال این خلاقیّت‌ها و دستاوردها در تکوین این قبیل نوآوری‌ها بی‌تأثیر نیز نبوده‌است. چنانکه دیداری کردن شعر یا آنچه امروزه به شعر کانکریت شناخته می‌شود، علی‌رغم آنکه بیشتر حاصل مواجهة شاعران ایرانی و عرب با ادبیّات سده‌های اخیر اروپا است، امّا در گذشتۀ ادبی ایران و عرب، مورد التفات ادیبان و بلاغیون بوده‌است. این جستار که با روش تحلیل محتوا، با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و با هدف بررسی تجربه‌های دیداری‌گرایی در سنّت ادبی ایران و عرب فراهم آمده‌است، به تبیین این مسئله می‌پردازد که در ادبیات عرب، از ابتدا گرایش به جنبه‌های دیداری کردن شعر، به‌ویژه در حوزۀ معنایی قابل رصد کردن است. به تدریج و خصوصاً در شعر اواخر دورۀ عبّاسی و شعر اندلس است که شاعران پا را از این فراتر می‌گذارند و با آمیختن تصویر با شعر، شعرهایی را می‌آفرینند که رگه‌های دیداری‌گرایی در آن‌ها کاملاً مشهود است. شاعران فارسی زبان، اگرچه به بازی‌های زبانی و معنایی با شکل واج‌ها و واژه‌ها، رغبت فراوان داشتند امّا کمتر گرد شعر دیداری گشته‌اند. قدیم‌ترین تجربه‌های شعر دیداری در ادبیات فارسی را باید در کتاب‌های بلاغی و ذیل صنعت‌هایی چون موشّح، مشجّر، مدوّر و امثال این دید. هرچند که همین نمونه‌ها نیز خود از گرایش به دیداری کردن شعر در گذشتة ادبی ایران خبر می-دهد و برای شعر کانکریت امروزی، تباری بومی فراهم می‌آورد.