تحلیل آرای مفسران فریقین دربارۀ «کلمة باقیة» در آیۀ 28 سورۀ زخرف
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسیارشد گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آیتالله بروجردی (ره)، لرستان، بروجرد
2 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آیتالله بروجردی (ره)، لرستان، بروجرد
3 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آیتالله بروجردی (ره)، لرستان، بروجرد
doi
10.22067/jquran.2025.92227.1804چکیده
ازجمله موارد اختلاف در میان مفسران فریقین، مفهوم «کلمة باقیة» در آیۀ «وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیةً فی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ» است. نوشتار حاضر بهروش توصیفیتحلیلی و با هدف کشف معنای کلمة باقیة، آرای این مفسران را احصا، دستهبندی و تحلیل کرده است. حاصل آنکه، مفسران با استدلالهای گوناگون، سه معنای «اسلام» و «توحید» و «امامت» را در تفسیر کلمة باقیة ذکر کردهاند و براساس استدلالها و شواهد قرآنی، روایی و ادبی، تفاسیر «اسلام» و «توحید» ناتمام بوده است. در مقابل، تفسیر کلمة باقیة به «امامت» با اِعمال اصلاحات لازم در استدلالهای موجود، بهعنوان تفسیر ارجح شناخته شد. آیات همسیاق با آیهٔ مورد بحث، بهروشنی گواهی میدهند که منظور از کلمة باقیة ، امامت است، چنانکه روایات متعدد واردشده در تفسیر آیه نیز بهصراحت مراد از «کلمة باقیة» را مشخص میکنند.