تحلیل مفهومشناسانۀ عبارت «بإسناد منقطع» پیرامون روایات محمدبنعیسیبنعبید
نویسندگان
1 استاد سطح عالی مرکز تخصصی علوم حدیث حوزه علمیه قم، قم، ایران
2 دانش آموخته سطح سه مرکز تخصصی علوم حدیث حوزه علمیه قم، قم، ایران
doi
10.22067/jquran.2023.82924.1545چکیده
محمدبنحسنبنولید یکی از علمای تأثیرگذار در تاریخ اعتبارسنجی احادیث شیعه است. رویکرد استثناگرانهٔ او در بررسی احادیث شیعه، دانشیان را به گفتوگو در خصوص آن واداشته است. این رویکرد در مدخلهای محمدبنسنان، محمدبنعلی ابوسمینه، محمدبناورمه و محمدبناحمدبنیحیی در کتب رجالی بازتاب یافته است. بیشترین سهم این گفتوگو ناظر به گفتههای وی دربارۀ شخصیت محمدبناحمدبنیحیی است و مهمترین بخش سخنش در مدخل محمدبناحمدبنیحیی، تعبیر «بإسناد منقطع» یا «بإسناد منقطع یتفرّد به» به گاه استثنای احادیث محمدبنعیسیبنعبید است. در تحلیل مفهومشناسانهٔ عبارت مذکور، از رهگذر بازخوانی تاریخی دیدگاههای گوناگون، دو نتیجهٔ مهم حاصل شده است: یکی اینکه «بإسناد منقطع» بهمعنای منقطعالنظیر و حدیث منفرد است؛ دیگر آنکه ابنولید مسئولیت تحدیث احادیث منفرد محمدبنعیسیبنعبید از یونسبنعبدالرحمن را به دو دلیل نپذیرفته است: بغدادیبودن هر دو و پشتیبانینشدن بهواسطهٔ دادههای مشهور موجود در حوزۀ حدیثی کوفه بهعنوان مرکز اصلی دادوستد فرهنگی شیعه.