تحلیل معناشناختی اسم «رحیم» در قرآن در پرتوِ نظریۀ تالمی(مطالعۀ موردپژوهانۀ سورۀ بقره)
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 دانش آموخته دکتری گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، مازندران، ایران
doi
10.22067/jquran.2024.84444.1606چکیده
امروزه زبانشناسی شناختی یکی از دانشهای سودمند در تبیین دقیق معانی ارزشمند نهفته در آیات قرآن کریم است. یکی از بحثهای مهم این حوزه، نظریۀ شکل و زمینه است که توسط تالمی، زبانشناس مشهور آمریکایی، مطرح شده است. بهکمک آن میتوان ارتباط معنایی میان کلمات فواصل را با بافت آیات بررسی کرد و درک عمیقتری دربارۀ آنها به دست آورد. یکی از نامهای برجستۀ الهی «رحیم» است که بسامد بالایی در قرآن کریم دارد و در سورۀ بقره دوازده بار تکرار شده است. همنشینی این اسم با اسمهایی چون توّاب، غفور، رحمن و رؤوف و تأخر اسم رحیم از اسمای دیگر را میتوان در پرتوِ نظریۀ «شکل و زمینۀ» تالمی تحلیل کرد. تحلیل دادهها نشان میدهد که تکرار اسمای الهی در سایۀ تأثر از بافت هر آیه است و دلالت ویژۀ خود را دارد و ازسویدیگر، طبق نظریۀ شناختی نشاندهندۀ اهمیت جایگاه آنها نسبت به یکدیگر است. در این میان، اسمهای مزدوج غفور و رحیم بیشترین تکرار را در سورۀ بقره داشتهاند تا معنای آنها در دل مؤمنان بیشتر تثبیت شود و بدانند که رحمت پروردگار و مغفرت او فراگیر است و همواره شامل حال بندگان میشود و رحمانیت و تواببودن و مغفرت و رأفت الهی همه از منبع لایزال رحمت الهی سرچشمه میگیرند. اگر اسمای الهی را زمینه تلقی کنیم و محتوای سوره را شکل در نظر بگیریم، در مییابیم که موضوعِ بیش از یکسوم آیات این سوره حضور خداوند در زندگی است.