روش‌شناسی شناخت فضای جغرافیای چیست؟ (درنگی بر سرشت روش‌شناسی شناخت فضای جغرافیایی از چشم‌انداز پدیدارشناسی هرمنوتیک)

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
چکیده

فضای جغرافیایی به­سان یک «پدیدار»، خود دربرگردارنده­ی پدیدارهای گوناگونی است که می­توان آن­ها را در دولایه‌ی دازاین­ها (آدمیان) و نادازاین­ها (ناآدمیان) جای داد. از چشم­انداز پدیدارشناسی هرمنوتیک و با نگاهی سنجش­گرایانه به گونه­های روش­­شناسی (علّت­کاو و دلیل­کاو) و نیز زیرگونه­های آن­ها­ (پوزیتیویسم، پدیدارشناسی، هرمنوتیک و اندیشه­ی انتقادی)، بر آنیم تا دریابیم: «روش­شناسی شناخت فضای جغرافیایی چیست؟». در همین راستا، پس از رونمایی از دو بازدارنده­ی بزرگِ شناخت فضای جغرافیایی­(1- گسیختگی پدیدار از جهان­اَش، 2- گیرافتادگی جغرافی­دان در جهان­اَش)، آشکارگردید که زدودن بازدارنده­ها، در گروِ پشت سرگذاشتن هفت­خان (1- درون­لایه­ای، 2- میان­لایه­ای، 3- میان­فضایی، 4-درون­پیش­فهمی، 5- میان­پیش­فهمی، 6- عینی – ذهنی، 7- میان­اندیشه­ای) است که با «دور هرمنوتیکی» هفت­گانه انجام می­شود که دورهای بازی هستند؛ بنابراین در پاسخ به پرسش بیان‌شده باید گفت: روش­شناسی شناخت فضای جغرافیایی، عمدتاً، روش­شناسی دلیل­کاو (معناکاو) می­باشد که می­تواند به کمک دورهرمنوتیکی هفت­گانه، هفت‌خان شناخت را پشت­سر بگذارد و به فهمِ کنش و واکنش­های دازاین­ها در فضای جغرافیایی دست یابد؛ چراکه هر کنش و واکنشی که از آدمی سر می‌زند، دارای معنایی است که با بهره­گیری از روش­شناسی­های دلیل­کاو می­توان پی به معنای آن برد. با این روش­شناسی­ها می­توان پدیدارهای جغرافیایی و دلیل­های­ آن­ها را رونمایی و واکاوی کرد و کم­وبیش به فهم و شناخت آن­ها دست‌یافت.